چاپ کردن این صفحه

آشنایی با درمان بیماری اسکیزوفرنیا

رهائی از بیماری اسکیزوفرنیا

افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا ممكن است تمايلي براي دریافت درمان نداشته باشند و یا امیدوار باشند که علایم بیماری بدون درمان از بین برود. ممکن است نگران باشند که درمان به درستی انجام نشود . یا نگران آن باشند که مردم چه فکری در مورد آنها می کنند. هر كدام از اين موارد مي توانند دليل عدم پذيرش درمان باشند.آموزش شخص بيمار و خانواده وي گامي اساسي در جلب همكاري بيشتر آنان در زمينه درمان است.

 

امروزه داروهاي جديدتر و موثرتري براي درمان اسكيزوفرنيا وجود دارد . شيوه هاي درماني ديگر و نيز روش هاي ارايه ي خدمات درماني نيز در طول زمان متحول شده و مجموع اينها پيش آگهي بيماري را بهتر ساخته است .بنابراين تشخيص به موقع بيماري و انجام درمان مناسب گام اول در مواجهه با اين بيماري است كه خود شامل مراحل زير است :

ارزيابي و تشخيص

مرحله نخست درمان، ارزیابی و تشخيص است. این به معنی یک سری مصاحبه توسط متخصص بهداشت روان،روانشناس باليني و روانپزشک است. متخصص ، زمانی را برای شناخت فرد صرف کرده و با خانواده و دوستان نیز صحبت می کند. معمولاً آزمایش‌های خونی و رادیوگرافی برای رد علل فیزیکی علایم انجام می شود. این مدت برای افراد نزدیک بیمار دوران سختی است و نزدیکان نیازمند اطمینان یابی و تحمل بیشتری می باشند. اطلاعات حاصل از معاينه ومصاحبه با بيمار ، خانواده و دوستان او، به همراه نتایج آزمایش ها، زمينه را براي تشخيص دقيق تر نوع بيماري و علل احتمالي بروز آن را فراهم می‌آورد. بعضی اوقات، علایم بیماری سریعاً بر طرف می شوند و افراد بلافاصله به زندگی نسبتاً طبیعی باز می گردند. ولی در مورد بعضی افراد ممکن است بیماری هفته ها یا شاید ماهها و سالها طول بکشد. همانند سایر بیماری ها، و بر حسب شدت و ضعف علايم ممكن است بيمار را در منزل ، درمانگاه هاي روزانه ، بخش فوريت هاي روانپزشكي و يا در بخش هاي بستري بيمارستان هاي روانپزشكي تحت درمان قرار داد. بنابراين تعیین بهترین روش ومناسب ترين مكان براي درمان به عواملی نظیر شدت علایم، مدتی که علایم وجود دارند ، مخاطرات احتمالي و اینکه آیا علت یا علل مشخصی برای بروز بیماری و یا علائم آن وجود دارد یا خیر، بستگی دارد.سر انجام بعد از تكميل ارزيابي روانپزشك نسبت به تعيين نوعدرمان و محلي كه درمان در آن صورت خواهد گرفت تصمصم مي گيرد.تاكيد بر اين نكات از آن جهت ضروري است كه با وجود ترجيح پزشكان و اعضاي خانواده بيمار بر درمان بيمار در محيط منزل ، مواردي وجود دارد كه چاره اي جز بستري كردن بيمار وجود ندارد.

  1. درمان دارویی

دارو درمانی برای اسکیزوفرنیا یک درمان محوری است و در کنار سایر درمان ها نقش اساسی در بهبود و تقلیل دوره حاد بیماری و جلوگیری از حملات بعدی دارد. تعدادی دارو از انواع مختلف وجود دارند که در کاهش علایم اسکیزوفرنیا و اضطراب و ناراحتی های دیگر ناشی از این علایم بسیار مؤثر هستند. نوع و نحوه مصرف داروها توسط روانپزشک تعیین می‌شود. دارو درمانی باید تحت نظر روانپزشک انجام شود و اگر عوارض جانبی بوجود آید ممکن است لازم باشد نوع دارو و یا مقدار مصرف آن تغییر پیدا کند و یا از داروها ی دیگری برای رفع عوارض استفاده شود. این مسأله به منظور جلوگیری از بروز عوارض جانبی است که می‌توانند منجر به عدم تمایل فرد به دریافت داروها شود، اهمیت فراوان دارد . لازم به تأکید است که داروها در درمان و بهبود اسکیزوفرنیا نقش اصلی را دارند.

  1. مشاوره ، روان درمانی و ساير درمان ها

مشاوره، روان درماني فردي و گروهي ، درمانها ي شناختي رفتاري، آموزش مهارت هاي زندگي ، كاردرماني، آموزش هاي حرفه اي و انجام مداخلات اجتماعي گونه هاي ديگري از درمان در بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا هست. انجام اين گونه درمان ها همراه با درمان داروئي نتايج بهتر ي را به همراه خواهد داشت.

روش مشاوره و روان درمانی متناسب با شرایط فرد و مراحل بيماري تغییر می کند.در مراحل حاد اسکیزوفرنیا ، مشاوره و روان درماني جايي ندارد. اما پس از ان كه با درمان دارويي آرامش و وقوف نسبي نسبت به بيماري ممکن است تنها بخواهد بداند آیا کسی وجود دارد که بتواند تجربیات او را درک کند ؟آيا كسي هست كه به او اطمینان دهد که بهبود خواهد یافت ؟يا وقتی که بهبودی نسبی حاصل شد و شخص متوجه بيماري خويش شد ممکن است بپرسد: چرا او به این بیماری مبتلا شده است؟ او در اين مرحله ممكن است دنبال راههای عملی برای جلوگیری از حمله های بعدی باشد.يا اين كه در جستجوي راهي براي مقابله با استرس و يا پيدا كردن شيوه هاي مقابله اي ،از عهده برآيي مناسب و يا آموزش مهارتي از مهارت هاي زندگي باشد.در اين مرحله ،درمان هاي شناختي رفتاري،گروه درماني ، كاردرماني ،آموزش مهارت هاي زندگي،مهارت کنترل استرس وخشم، و تشخیص به موقع نشانه های هشدار دهنده می توانند بسيار كمك كننده باشند.بايد توجه داشت كه اگرچه مشاوره و روان درمانی (فردي يا گروهي) همراه با درمان دارويي نتايج درماني بهتري دارد اما روان درماني به تنهايي تاثيرچنداني در درمان اين بيماري ندارد و روانكاوي در اسكيزوفرنيا اصلا كاربردي ندارد.به خاطر داشته باشيم كه تنها با بكار گيري اين اصول خواهيم توانست ضمن تداوم درمان و توانبخشي امكان بازگشت مجدد شخص بيمار به جامعه را فراهم سازيم.

 

  1. درمان به صورت بستري

اگرچه در مواردي ممكن است بستگان ودوستان شخص مبتلا به اسكيزوفرنياي حاد بتوانند از عهده مراقبت از بيمار برآيند اما در اغلب موارد حاد بيماري ، بستري كردن بيمار ضروري است.اين دوره كه به طورمعمول از چند روز تا سه هفته طول مي كشد براي انجام بررسي تكميلي ، و كنترل علائم شديد بسيار كمك كننده است. در واقع با بستری شدن بيمار، فرصت لازم براي ارزيابي تكميلي و تسهيل آغاز درمان و افزايش امكان همكاري بيشتر در درمان بدست می آید.وجود هر گونه رفتار پرخاشگرانه نسبت به خود و يا ديگري (تهديد به خودكشي، تهديد به قتل) در مرحله حاد بيماري و نيز در هر يك از حملات عود آن، ادامه ي درمان را به صورت بستري و تا زمان رفع خطر ضروري مي سازد. در چنين مواردي و به ويژه اگر چنانچه خود بيمار نسبت به بستري شدن مقاومت بخرج دهد كسب مجوز قانوني براي بستري اجباري ، دور كردن افراد در معرض خطر از بيمار و حفاظت بيمار از اقدام به خودكشي ضروري است.

 

  1. پيگيري درمان

افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا را تشویق كنيد تا به طور فعال در درمان خود وپيگيري آن مشارکت داشته باشند. به دلیل نوع بيماري لازم است كه بيمار و اعضاي خانواده ي اونسبت به ضرورت و اهميت ادامه ي درمان به خوبي آگاه باشند.فشار خون و ديابت نمونه هاي خوبي براي مثال زدن هستند.به عنوان مثال به بيمار و خانواده ي او كه مي خواهند هرچه زودتر درمان دارويي را قطع كنند مي توان گفت كه برخي از بيماريها مانند فشارخون و ديابت نياز به درمان و مراقبت دائمي دارند و اسكيزوفرنيا هم مانند آنها هست. ضمن تشويق به ادمه ي درمان دارويي از درمان هاي جنبي ، مانند آموزش مهارت ها، درمان هاي رفتاري شناختي ،كاردرماني، آموزش حرفه و اشتغال و در يك كلام توانبخشي رواني اجتماعي نبايد غافل بود.

 

آخرین ویرایش در جمعه, 13 آذر 1394 ساعت 23:35